|
|
 |
مصاحبه ای متفاوت با بهرام عظیمی(قسمت آخر): |
 |
| |
ضعف يك كاريكاتوريست چيست؟ در خطوط ضعيف و بيحال. آن چه وقتي است كه خطوط، جشن ميگيرند؟ وقعي كه از پس بيان يك موضوع برآيند. دوست داشتيد، اما جرات نكرديد كاريكاتورش را بكشيد؟ خيلي وقتها توانايياش را نداشتهام. هميشه جراتش را داشتهام. ساختن يك كارتون كار درست و قوي و خلاقه و تاثيرگذار كه واقعا يك اتفاق در اين عرصه باشد (چه چيزهايي ميخواهد): يك مديريت خوب، يه سري همكار با استعداد و چندرغاز پول! يك پيشنهاد به كساني كه استعدادش را دارند، ولي هنوز خاماند، پخته و سوخته نشدهاند و در آغاز راهند؟ بايد غير از استعداد يا صبر داشته باشند يا پول يا پارتي. اگر خواب از سرتان بپرد، چكار ميكنيد؟ كم پيش آمده، چون كار زياد ميكنم و معمولا سردرد دارم و هميشه براي خوابيدن آمادهام. چه چيزي ذهن و زندگيتان را تا حالا مختل كرده (بخصوص اين روزها)؟ تضاد بين سطح زندگي مردم و بريز و بپاشهايي كه توي اين مملكت ميشود. يكي از كاريكاتوريستهايي كه خيلي دلش خوش است اسمش را (من نميگويم فقط شمل خصوصيتش را بگوييد)؟ كاريكاتوريست دلخوشي زياد داريم. اگر خطهاي شما را هاشور بزنند؟ خدا نكند. اگر پاككن شما مخصوصا اعتصاب كند؟ با ته خودكار پاك ميكنم يا با تيغ خطها را ميتراشم و محو ميكنم. اگر قلم پشت قلم بكشند و...؟ باز هم يك قلم ديگر بر ميدارم. اگر كار پيش نرود؟ پيش ميبرمش. دعا ميكنم. نشد، بيشتر دعا ميكنم. اگر اراده كنيد؟ همه چيز رديف ميشود. كاريكاتورتان واقعيت شماست يا عكستان؟ واقعيت ظاهري من است. اگر كاريكاتورهايتان جان ميگرفتند و راه ميافتادن توي خيابانها؟ مگر داود خطر و سيا و آنهاي ديگر توي خيابونها راه نيافتادهاند؟ يا اگر همه كاريكاتورها تظاهرات ميكردند، چه شعاري ميدادند: شعارهايي بر ضد سردبيرها. معناي دقيقه 90 براي شما؟ يعني تلاش تا آخرين لحظه نه اين كه تلاش در لحظه آخر. شده كسي دكور صورتتان را عوض كند (در عالم واقعي چطور)؟ بله، يك بار با كله به بينيام زدند و شكاندند. چند سال بعد در يك دعواي ديگر با چوب توي صورتم زدند (گل بودم و به چمن نيز آراسته شدم!) اين هم دكور ديگران را عوض ميكنيد چه اتفاقي/ چه احساسي روي ميدهد؟ من زياد با دكور ديگران كار ندارم. كارهاي من بيشتر موضوعي است. (سوال در سوال) خطهاي چهرهتان را چقدر ميشناسيد/چند تاش را شمرديد/آيا اين خطوط معناي خاصي براي اين روزهاي شما دارند؟ احساس ميكنم هر روز تعدادشان دارد بيشتر ميشود.بعضيها ميگويند اين خطها جاافتادهتر نشانت ميدهند. خدا كند درست بگويند. شما از قلم و كاغذ، طلبكاريد يا آنها از شما؟ من از آنان طلبكارم، خرجشان كردهام. حالا هم بايد ازشان استفاده ببرم. از خودتان نااميد هم شدهايد؟ خيلي زياد، البته نه در كارهاي هنريام، بلكه در برخوردهاي اجتماعيام. از بعضي كاريكاتورهايت چطور؟ بله، خيلي زياد. چه وقت سرتان ميرود؟ موقعي كه هر كانال تلويزيون را كه ميزنم، ميبينم سخنراني است. واقعيتي كه واقعا براي شما واقعي نيست؟ اين كه دارم پير ميشوم. هرگز به روي خودتان نميآوريد؟ چرا ميآورم. آن چيست كه كه حالا ديگر حسرتش را داريد؟ كودكيم و آن خانهاي كه در شمال داشتيم و آن درختهاي مركبات و باغ چاي. از تفريحات سالم يك ذهن خطخطي؟ اگر منظورتان تفريحات سالم من است، گردش رفتن با خانواده و بازي بيليارد با دوستان. ولي موقعي كه ذهنم خطخطي است مينشينم يك جا و زل ميزنم و ميروم تو فكر. كي نفس راحت ميكشيد و …؟ موقعي كه گريه پسر ده ماههام تمام ميشود. شهامت كشيدن كاريكاتور مادرزنتان را داريد؟ نه به ابوالفضل؟ چرا كاريكاتور بيشتر از اين كه به خنده درآورد، بايستي مخاطبش را به تامل وادارد؟ چون ويژگي يك كاريكاتور خوب اين است. كاريكاتور بخصوص از نوع مطبوعاتيش زياد براي خنداندن نيست. اين حس كه كاريكاتورهايتان به حالتان گريه كنند؟ بعضي كارهايم را كه وقت زيادي براي كشيدنشان ميگذارم و بعد خيلي مفت و بينتيجه از دستشان ميدهم، مطمئنم كه برايم گريه ميكنند. يا آثارتان به ريشتان دوباره بخندند؟ شما هم گير دادهايد به اين ريش بدبخت ما. اي كاش پيش از مصاحبه همهاش را ميتراشيدم. در باره قيافههاي اجق وجق هنرمندان؟ من تا حد زيادي با آنها موافقم. به شرط اين كه هنرشان نير مثل قيافهشان خاص باشد. از حرفهاي خاله زنكي كاريكاتورها در گوش همديگر؟ كاريكاتوريستها كه دور هم جمع ميشوند حرفههاي خاله زنكي زياد ميزنند، ولي كاريكاتورها را نميدانم. از رفتارتان با خطها؟ با آنها با ملايمت رفتار ميكنم. خطها را وقتي کج و معوج ميكشيد و متوجه ميشويد اشتباه كردهايد، بيشتر شما ناراحت ميشويد يا خطها؟ آن قلمی که از وجودش برای خلق این خط ها استفاده کرده، بیشتر ناراحت می شود.
بالاخره تموم شد..امیدوارم خوشتون اومده باشه...
نوشته شده توسط پویا | لينک ثابت
|در ساعت4:18 بعد از ظهر|
|
|
 |
| |
|